آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزان
فلسفه، این علم زیبا را بیاموزید که ضروری ست. اگر در تردید هستید، شما را به قطعیت می رساند؛ اگر قاطعید، به شما معرفت می بخشد؛ هر کجای راه حقیقت ایستاده اید فلسفه بیاموزید.
فلسفه را بدون تکلّف، به زبان ساده و مختصر بخوانید...بنده این دروس را برای کسی نوشته ام که حتّی یک کتاب فلسفی نخوانده است. آن ها را دنبال کنید و هرکجا پرسشی پیش آمد بپرسید.
حضور سبز شما مایه ی شادابی و طراوت این وبلاگ است
----------------------------------
تمامی مطالب فاقد سند این وبلاگ، نوشته ی بنده است؛ لذا در صورت رونوشت برداری نام وبلاگ یا نویسنده را ذکر بفرمایید.

آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دروس مکمل» ثبت شده است

     برخی فطرت را نه یک پایه ی محکم عقلی، بلکه یک پدیده ی بی هدف و نامعتبر می دانند. داروینیست ها -تکامل باوران بی خدا- معتقدند:

    فطرت انسان طی میلیاردها سال، از ابتدای آفرینش جانداران شکل گرفته است و این شکل گیری کاملاً بی هدف و در دستان طبیعت بوده است.

    موجوداتی با گرایش ها و اعتقادات مختلف ایجاد شده اند و از میانشان آن هایی باقی مانده اند که اعتقادات و گرایش های مناسب تری برای بقا داشته اند.

    موجودات بسیار دل رحم منقرض شدند، چرا که برای بقا خشونت لازم است. موجودات تکرو نیز در بسیاری گونه ها به تدریج منقرض شدند، چرا که برای بقای بهتر همکاری لازم است.

    امروزه ثابت شده است که اعتقاد به وجود خدا برای سلامت انسان و بقای نسلش مفید است؛ لذا جای تعجّب نیست که اعتقاد به وجود خداوند فراگیر است: اعتقاد به وجود خدا در ژنتیک انسان بقا یافته است تا نسلش را حفظ کند.

ایمان علیخانی بجستانی
۱۷ بهمن ۹۳ ، ۱۹:۴۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

    همانطور که در درس های گذشته ذکر شد، مبنای فلسفه ی تجربه گرایی بر این است که تنها بر اساس تجربیات عمل کند و غیر تجربیات را مردود بداند. تجربه گرا معتقد است هرگونه علم معتبری الزاماً منشاء تجربی دارد و پیش از تجربه، هیچ علم معتبری وجود ندارد.

    با این پیش زمینه، به عنوان یک تحربه گرا وارد تحلیل جهان می شویم. می خواهیم اتفاقات جهان را با روش تجربی تحلیل کنیم.

    از آنجا که در ابتدا هیچ علمی نسبت به رفتار جهان نداریم، کاملاً در یک فضای احتمال قرار می گیریم که باید طبق قاعده ی احتمال رفتار جهان را حدس بزنیم. برای روشن شدن موضوع بنده مثال اتاق گوی را مطرح می کنم:

ایمان علیخانی بجستانی
۲۹ دی ۹۳ ، ۰۲:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

    وقتی علم ما نسبت به پدیده ای دچار نقص است، رفتار آن را نمی توانیم دقیقاً پیش بینی کنیم. با این حال، می توانیم رفتار پدیده را به صورت احتمالی توصیف کنیم. علمی که به توصیف احتمالی پدیده ها می پردازد، حساب احتمال است.

    هرگاه وجهی از پدیده ای را ندانیم، حالات مختلف و هم سنگ این وجه را در نظر گرفته و رفتار پدیده را در این حالات مختلف بررسی می  کنیم. نسبت تعداد حالات مطلوب به تعداد حالات نامطلوب، برابر احتمال مطلوب پیش رفتن پدیده خواهد بود.

ایمان علیخانی بجستانی
۲۸ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر
   وقتی تردید در زندگی به تبلور برسد؛ وقتی معلوم شود که بسیاری از عقاید غلطند، انسان به دنبال حقایق محکمی می گردد تا قدمش را بر آن ها استوار کند. او به چیزی جز این حقایق محکم اعتماد نخواهد کرد.

    در غرب، در قرون وسطی، کلیسا گزاره های بسیاری را به عنوان حقیقت به مردم معرّفی و تحمیل کرد. عقاید کلیسا، عقاید مردم شد.

    با رنسانس، گستره ای از ادعاهای کلیسا -که قطعی و یقینی شمرده می شد- به وسیله ی علوم تجربی نقض شد. اعتبار کلیسا کاهش چشمگیر پیدا کرد و به تبع آن، اعتبار قطعیات و امور یقینی نزد مردم کاهش یافت.

    با زیر سؤال رفتن قطعیات، تردید به تبلور رسید. حال باید به چه چیز اعتماد می شد؟ زندگی باید بر اساس چه اعتقاد صحیحی بنا می شد؟

ایمان علیخانی بجستانی
۲۳ دی ۹۳ ، ۰۰:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

    برای کشف حقیقت علم، باید به منشاء آن نگریست:

    قوانین فیزیک چگونه به دست آمده اند؟ آیا قوانین به دانشمندان وحی می شده است؟ آیا در ذات دانشمندان قوانین وجود داشته است و در یک سیر منطقی به این قوانین رسیده اند؟ یا دانشمندان حین بررسی طبیعت قوانین را عیناً دیده اند؟

    هیوم -فیلسوف بی خدای معروف- می گوید خیر، و هر عقل سلیمی نیز پاسخش خیر است.

    دیوید هیوم:

افتادن سنگ را به زمین بارها تجربه کرده ولی هیچ‌وقت تجربه نکرده‌ای که همیشه به زمین می‌افتد. زمین را و سنگ را می‌بینی و افتادن آن را درک می‌کنی، اما نیرویی را که سنگ را به سوی زمین می‌کشاند، درک نمی‌کنی. تو هیچ‌وقت خود آن قانون را تجربه نکرده‌ای. تجربه فقط آن بوده‌است که چیزها به زمین می‌افتد. یقین داری سنگ می‌افتد، چون بارها این رویداد را دیده‌ای؛ عادت کرده‌ای که این دو با هم باشند، و آنگاه حکم بر قانون می‌کنی.(کلیک کنید)

ایمان علیخانی بجستانی
۱۳ دی ۹۳ ، ۱۵:۵۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

    شکّی نیست که اعتقاد به وجود خدا اعتقادی فراگیر است. عموم مردم جهان به قدرتی هوشمند که بر همه چیز حاکم است معتقدند. از کنار اعتقاد به این مفهوم، ادیان ایجاد شده اند تا رابطه ی بین انسان ها و خدا را توصیف کنند. در این میان، عدّه ای بی خدا ظهور کرده اند که تعدادشان نیز مدّت ها ست رو به افزایش است. مبحث این مقاله، واکنش بی خدایان به باخدایی توده ی مردم است.

    در گذشته، بی خدایان عموماً دین را یک ابزار کنترل می دیدند. برخی می گفتند: "دین ساخته و پرداخته ی اشرافیان و قدرتمندان است که آن را برای مردم ضعیف قرار داده اند. دین باعث  می شود فقرا به ضعف و فقر خود قناعت کنند و انقلاب نکنند و در برابر زورگویی و استعمار قدرتمندان ساکت بمانند".

ایمان علیخانی بجستانی
۲۹ آذر ۹۳ ، ۱۱:۱۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

    همانطور که بنده در پست "بررسی فطرت و چگونگی شناخت آن" توضیح دادم، فطرت و قضایای بدیهی عموماً غیر قابل تشخیص هستند. ما نهایتاً می توانیم ثابت کنیم که فلان گزاره را ذهن ما قبول دارد و نمی تواند آن را قبول نکند؛ لذا گزاره ای قطعی ست. ممکن است فردا معلوم شود همین گزاره نتیجه ی ادغام دو گزاره ی دیگر بوده است و اگرچه قطعی ست، ممکن است بدیهی نباشد.

    از طرفی، آنچه ما از قضایای بدیهی می خواهیم، قطعیتشان است. می خواهیم به نتایجی محکم برسیم که بر پایه ی فرضیاتی محکم بنا شده اند نه گمان ها. ببینید، اگر ما از روشی که 100% صحیح و عقلانیست و دو فرض که اعتبار هرکدامشان 90% است نتیجه ای بگیریم؛ طبق قانون احتمال، اعتبار نتیجه 81% است.

ایمان علیخانی بجستانی
۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۶:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

    همانطور که اثبات شد، انسان یک سری اطلاعات پیش فرض در وجود خود دارد(فطرت). این اطلاعات، الزاماً حق هستند. ما با استفاده از همین اطلاعات است که بر سر حق قضاوت می کنیم، لذا معیار ما برای حقانیت، همین اطلاعات است. تنها حق است که می تواند حق را تشخیص دهد؛ ما نیز معتقد به امکان تشخیص حق هستیم؛ لذا معتقد به حقّانیت فطرت(این اطلاعات) هستیم. کسی هم که به تشخیص حق معتقد نیست، دچار نهیلیسم است و باید به پست مربوطه رجوع کند.

    علاوه بر اطلاعات اولیه ی فوق، یک سری اطلاعات ثانویه در انسان است. این اطلاعات ترکیبی از استنتاج، اطلاعات درونی انسان و اطلاعات دریافت شده از بیرون است.

ایمان علیخانی بجستانی
۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۱۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

    ما هرگز سعی نمی کنیم با یک سنگ صحبت کنیم تا آن را متقاعد کنیم؛ زیرا قدرت درک ندارد. وقتی به هدف انتقال یک مفهوم با کسی صحبت می کنیم، صراحتاً به این اعتقاد داریم که فرد رو به روی ما قابلیت درک دارد.

    علاوه بر این، صحبت ما با دیگران نشان دهنده ی این است که در ذهن ما مفاهیم مشترکی هست که به واسطه ی آن ها سخن یکدیگر را می فهمیم. به عبارتی، کلام طرف مقابلمان را می توانیم در ذهن خود ترجمه کنیم؛ و این قابلیت ترجمه نشانگر این است که می دانیم هر کلمه و اصطلاح فرد مقابل، برای او نشانگر چه مفهومی ست. پس به طور متقابل نسبت به ذهن یکدیگر شناختی نسبی داریم. این شناخت از کجا ایجاد شده است؟ از آموزش؛ که البته آموزش خود گونه ای از تعامل بین دو انسان است و در آن شناخت متقابل وجود دارد. خود این شناخت متقابل از کجا حاصل شده است؟ این سلسله تا آنجا پیش می رود که بپذیریم انسان ها ذاتاً نسبت به یکدیگر شناخت دارند.

ایمان علیخانی بجستانی
۱۵ آذر ۹۳ ، ۱۰:۴۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر