آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزان
فلسفه، این علم زیبا را بیاموزید که ضروری ست. اگر در تردید هستید، شما را به قطعیت می رساند؛ اگر قاطعید، به شما معرفت می بخشد؛ هر کجای راه حقیقت ایستاده اید فلسفه بیاموزید.
فلسفه را بدون تکلّف، به زبان ساده و مختصر بخوانید...بنده این دروس را برای کسی نوشته ام که حتّی یک کتاب فلسفی نخوانده است. آن ها را دنبال کنید و هرکجا پرسشی پیش آمد بپرسید.
حضور سبز شما مایه ی شادابی و طراوت این وبلاگ است
----------------------------------
تمامی مطالب فاقد سند این وبلاگ، نوشته ی بنده است؛ لذا در صورت رونوشت برداری نام وبلاگ یا نویسنده را ذکر بفرمایید.

آخرین نظرات

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تعاریف اصطلاحات» ثبت شده است

ذهنیت و عینیت به عنوان دو فضای متقابل و دو شق شناخته شده اند که مفاهیم بین این دو تقسیم بندی می شوند. درباره ی هر موضوع، مفاهیمی که در ذهن من است را ذهنیت من نسبت به آن موضوع گویند؛ و آنچه از آن موضوع به ظهور رسیده باشد را عینیت آن گویند. به عنوان مثال، درباره یک مداد، من ممکن است گمان کنم مداد نرم و پررنگ است؛ این ذهنیت من درباره مداد است. در مقابل، ممکن است وقتی مداد را به دست بگیرم ببینم خشن و کم رنگ است؛ این یک عینیت درباره مداد است. 
 
عینیت را با واقعیت یکی می دانند زیرا فرض می شود آنچه به چشم من دیده شد به چشم همه دیده می شود لذا امری مستقل از من است؛ حال آنکه اگر موشکافانه برخورد کنیم، ممکن است میان آنچه من می بینم و واقعیت تفاوت باشد...تفاوتی نه چندان کوچک! ممکن است حتی مشاهده ی تمام اطرافیان ما درباره یک چیز یکسان باشد(عینیت) اما در واقع آن شیء به گونه ی دیگری باشد. 

خطوط موازی

به عنوان مثال می توان به خطاهای دید اشاره کرد. صفحه ای پر از خطوط شکسته رو به روی شماست و با قطعیت اعلام می کنید که خطوط آن متقاطعند؛ اطرافیانتان نیز همین رای را دارند با همین قطعیت؛ اما یک نفر خطکش و نقاله برمی دارد و نشان می دهد تمام خطوط موازیند. 
کج بودن خطوط، عینیت بود...عینیتی خلاف واقع که با عینیتی دیگر منطقاً نقض شد. حال منطقاً می دانید واقعیت این است که خطوط موازیند؛ اما کماکان می بینید که خطوط موازی نیستند! این مثالی از تقابل فاحش بین عینیت و واقعیت است. مثال های از این دست بسیار است و ما را در برابر این پرسش قرار می دهد که آیا همین الآن هم در معرض خطاهای حسی هستیم بی آنکه بدانیم؟ 
یک سری خطاهای دید برای ما به تجربه شناخته شده اند. در بیابان گرم و خشک سراب می بینیم، چوب فرو رفته در آب را شکسته می بینیم، کشتی در حال دور شدن را می بینیم که در آب فرو می رود و... ما از این ها تعجب نمیکنیم و با این خطاها کمتر دچار اختلال می شویم؛ زیرا به کرّات فریب بودنشان را دیده و شناخته ایم؛ اما چه بسا خطاهایی که به این سادگی نیستند و از آن ها خبری نداریم حال آنکه در آن ها غرق هستیم!

ایمان علیخانی بجستانی
۱۵ فروردين ۹۷ ، ۰۶:۳۳ ۰ نظر

    هرگاه وجودی عملش صد درصد به امر غیر خود باشد، خاصیت حاکم بر عملکرد این وجود، جبر نامیده می شود.

    مثال: قلم مجبور است و هرآنچه نویسنده بخواهد می نویسد. حرکات قلم صد درصد به امر نویسنده است؛ لذا بر حرکات قلم جبر حاکم است.

ایمان علیخانی بجستانی
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۲۰:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

    هرگاه وجودی عملکردی داشته باشد خارج از هرگونه نظم، طراحی و قابلیت پیشبینی، به خاصیت حاکم بر عملکرد این وجود، تصادف می گویند.

    وجود تصادفی صرفاً یک فرض است. هیچ وجود تصادفی تا به حال مشاهده نشده است؛ بلکه اثبات وجود وجود تصادفی غیر ممکن است. نظم را می توان اثبات کرد؛ اما نمی توان اثبات کرد که آنچه ظاهراً نامنظم است، واقعاً از هیچ رابطه ای پیروی نمی کند(تمام رابطه های جهان در دستان ما نیست)

ایمان علیخانی بجستانی
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۴۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

    هرگاه وجودی با اراده ی خود و مستقل از محیط عمل کند، و این عملکرد او تصادفی نباشد، به این خاصیت حاکم بر وجود اختیار می گویند.

    عملکرد یک وجود حداکثر در سه حالت بحث می شود:

  1. جبر
  2. تصادف
  3. اختیار

     هرگاه وجودی در جبر نباشد و عملش تصادفی نیز نباشد، مختار است. (ذات اختیار فراتر از وصف است و به همین دلیل معمولاً با سلب امکان حالات دیگر به آن اشاره می شود)

ایمان علیخانی بجستانی
۰۳ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۱۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۷ نظر

    منظور از تسلسل در فلسفه، سلسله ای از علّت و معلول است که تا بی نهایت ادامه داشته باشد؛ به این ترتیب که A علّتی داشته باشد به نام B و B علّتی داشته باشد به نام C ... و این سلسله هیچ گاه پایان نیابد.

    تسلسل هیچ شروعی برای زنجیره ی اتفاقات (ایجاد A از B و B از C و ...) قایل نمی شود. از طرفی، اگر شروعی نباشد، اتّفاقی نمی افتد؛ لذا تسلسل باطل است.

ایمان علیخانی بجستانی
۰۲ بهمن ۹۳ ، ۱۸:۵۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

    وقتی علم ما نسبت به پدیده ای دچار نقص است، رفتار آن را نمی توانیم دقیقاً پیش بینی کنیم. با این حال، می توانیم رفتار پدیده را به صورت احتمالی توصیف کنیم. علمی که به توصیف احتمالی پدیده ها می پردازد، حساب احتمال است.

    هرگاه وجهی از پدیده ای را ندانیم، حالات مختلف و هم سنگ این وجه را در نظر گرفته و رفتار پدیده را در این حالات مختلف بررسی می  کنیم. نسبت تعداد حالات مطلوب به تعداد حالات نامطلوب، برابر احتمال مطلوب پیش رفتن پدیده خواهد بود.

ایمان علیخانی بجستانی
۲۸ دی ۹۳ ، ۰۰:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

    مکتبی ست زاده ی تجربه گرایی(شکل تشدید شده ی آن)، که معتقد است حقیقت و واقعیت همان علم تجربی(Science) است و بقیه ی ادعاهای شناخت همگی مردودند.

    پوزیتیویسم همان تجربه گرایی ست که به علم تجربی اعتماد کامل کرده و شناخت تجربی صحیح را در روش علم تجربی محصور می داند.

ایمان علیخانی بجستانی
۲۴ دی ۹۳ ، ۱۸:۱۵ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

    تجربه گرایی، نهضتی فلسفی ست که تجربه را تنها روش معتبر شناخت می داند.

    این نهضت که نهضت پیروز غرب است، امروزه در زیرشاخه های مهمش ادامه دارد از جمله عملگرایی و علم باوری(ساینتیسم).

    تجربه گرایان برای مفاهیم عقلی و متافیزیک ارزش و اعتبار قائل نیستند و تنها بر اساس شواهد قابل حس(حواس پنج گانه) نتیجه گیری می کنند.  از این رو، عموم تجربه گرایان وجود خدا را انکار می کنند.

ایمان علیخانی بجستانی
۲۴ دی ۹۳ ، ۱۴:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

    هرگاه در مجموعه ای خاصیتی را مشاهده کنیم و این گونه نتیجه بگیریم که این خاصیت در جایی خارج از این مجموعه احتمالاً صادق است، به این روش نتیجه گری استقرا می گویند.

    مثال: کسانی که من تا به حال دیده ام دستانشان پنج انگشت دارد، لذا احتمالاً کسانی که ندیده ام نیز دستانشان پنج انگشت دارد؛ یا به صورت خاص، به احتمال زیاد اولین غریبه ای که خواهم دید، دستانش پنج انگشت دارد.

    به بیان عام تر: هرگاه در مجموعه ای خاصیتی را برقرار بیابیم و نتیجه بگیریم که در جایی خارج از این مجموعه، احتمال برقراری این خاصیت از دیگر خاصیت های رقیبش بیشتر است، به این روش نتیجه گیری استقرا می گویند.

    مثال: کسانی که من تا به حال دیده ام دستانشان پنج انگشت دارد، لذا احتمال این که دستان دیگران پنج انگشتی باشد بیشتر از چهار، شش یا هر عدد دیگری است.

ایمان علیخانی بجستانی
۲۰ دی ۹۳ ، ۱۳:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

    به گزاره ای که در مجموعه ای از یک یا چند عضو حاکم است و خاصیتی از آن را چه در مکان های مختلف و چه در زمان های مختلف پیش بینی می کند نظم می گویند.

    مجموعه ای که دارای نظم باشد منظم نامیده می شود.

ایمان علیخانی بجستانی
۱۱ دی ۹۳ ، ۲۳:۰۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر