آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزان
فلسفه، این علم زیبا را بیاموزید که ضروری ست. اگر در تردید هستید، شما را به قطعیت می رساند؛ اگر قاطعید، به شما معرفت می بخشد؛ هر کجای راه حقیقت ایستاده اید فلسفه بیاموزید.
فلسفه را بدون تکلّف، به زبان ساده و مختصر بخوانید...بنده این دروس را برای کسی نوشته ام که حتّی یک کتاب فلسفی نخوانده است. آن ها را دنبال کنید و هرکجا پرسشی پیش آمد بپرسید.
حضور سبز شما مایه ی شادابی و طراوت این وبلاگ است
----------------------------------
تمامی مطالب فاقد سند این وبلاگ، نوشته ی بنده است؛ لذا در صورت رونوشت برداری نام وبلاگ یا نویسنده را ذکر بفرمایید.

آخرین نظرات

  • ۱۴ دی ۹۷، ۱۳:۴۱ - AA :/

برهان نظم(2)

چهارشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۳، ۰۳:۳۹ ب.ظ

    همانطور  که توضیح داده شد، واضح است که مقدمه ی اول برهان نظم برقرار است: جهان دارای نظم و هماهنگی گسترده است. اما مقدمه ی دوم:

    2. نظم گسترده الزاماً توسط یک طراح و ناظم هوشمند ایجاد شده است

    گزاره ی فوق یک اصل بدیهی ست. این اصل با مثال های متنوعی بیان شده، که مناقشه در همین مثال ها اسباب انکار را برای بی خدایان ایجاد کرده است.

     بنده در ابتدا توجه شما را به این نکته جلب می کنم که توضیح دادن و مثال آوردن برای یک گزاره، منافاتی با بدیهی بودنش ندارد. توضیح و مثال، ما را در شفاف سازی مفهوم گزاره یاری می کنند؛ و مادامی که گزاره ای شفاف نباشد، حکم بر صحّت یا ردّ آن عقلانی نیست.

    در توضیح این گزاره «هر نظم گسترده(یا پیچیده) ای ناظمی هوشمند(یا حکیم) دارد)» علمای شرق و غرب مثال های متنوعی ذکر کرده اند که از موارد معروف، چند نمونه ذکر می کنم:

    اگر با یک کتاب مواجه شویم -هرچند در یک بیابان خالی از سکنه باشیم- گواهی می دهیم که این کتاب را کسی نوشته است. زیست شناسان گواهند دنیای یک برگ گیاه از یک کتاب که هیچ، از کتابخانه نیز پیچیده تر است.

    اگر یک میمون را پشت ماشین تایپ بنشانیم محال است بپذیریم که در میان حروفی که تایپ کرده حتی یک خط کلمه ی معنی دار ایجاد شود. نظم جهان نه از یک سطر، بلکه از یک کتاب هم بسیار بیشتر است؛ لذا جهان نیز ناظمی هوشمند دارد که آن را طراحی کرده است.

    اگر در هر کجا حتی کره ی مریخ ساعتی پیدا کنیم، از نظم ساعت به سازنده ی هوشمندش پی می بریم. جهان نظمی بسیار پیشرفته تر از یک ساعت دارد؛ لذا قطعاً سازنده ای هوشمند دارد.

    پذیرش این که جهانی به این نظم، خود به خود ایجاد شده است؛ مانند این است که بپذیریم از طوفانی در یک زباله دانی هواپیمایی پیشرفته تشکیل شود.

--------------------------------------------------------------------------------

نقدهای بی خدایان

--------------------------------------------------------------------------------

    بی خدایان در سه نقطه نظر اساسی به این مثال ها اعتراض کرده اند:

    1. این مثال ها وجه اشتراکشان تنها در نظم نیست؛ بلکه همگی مثال هایی از صنعت بشرند و ذهن ما نه به دلیل نظمشان؛ بلکه به دلیل عادت و تجربه، گواهی می دهد که سازنده دارند.

    هواپیما، ساعت و کتاب همگی ساخته ی دست بشرند و تعجبی نیست که انسان یقین داشته باشد یک ساعت سازنده دارد. مثال ها ارتباطی با نظم ندارند؛ لذا این قیاس ها هیچ یک صحیح نیست و برهان باطل است.

    2. طبق قوانین فیزیک و تکامل، نظم پیچیده می تواند خود به خود ایجاد شود.

    طبق قوانین فیزیک، تمامی نظم های جهان توجیه می شوند و نیازی به قائل شدن به وجود خدا نیست.  اوج اعجاز خلقت که حیات است نیز توسط همین قوانین ابتدایی فیزیک ایجاد شده و پیش می رود. شواهد ژنتیک و فسیل ها تکامل حیات را تأیید می کنند. موجودات زنده یکباره ایجاد نشده اند؛ بلکه از شکل بسیار ساده ی حیات شروع شده و تا کنون طبق قواعد تکامل پیشرفت کرده اند. قواعد تکامل نیز محصول همان قوانین ابتدایی فیزیک هستند. لذا ارزش نظم موجودات زنده با ارزش نظم تکه ای سنگ یکسان است. هردو محصول قوانین ابتدایی فیزیک هستند.

    3. خود خداوند سازنده ی این جهان پیچیده، دست کم به اندازه ی جهان، پیچیده است و خود نیازمند خالقی ست!

--------------------------------------------------------------------------------

نقد نقدهای بی خدایان

--------------------------------------------------------------------------------

    1. بله؛ سخن شما تا حد زیادی صحیح است. وجه اشتراکی در میان این مثال ها هست؛ و آن این که همگی ساخته ی دست بشرند. اگر کسی در کره ی مرّیخ به جای یک ساعت یک سیم روکش دار هم ببیند به سازنده ی ان پی خواهد برد؛ چرا که می داند سیم روکش دار ساختن کار انسان است. متأسفانه، هرچه بخواهیم مثال ملموس بزنیم عموماً از سه حال خارج نیست:

    1. یا نظم مستقیماً توسط انسان یا امثال انسان(پرندگان و ...) ساخته شده است که آن را با منشاءش می شناسیم و مثال از اعتبار ساقط است؛

    2. یا نظم توسط قوانین فیزیک توصیف می شود که ذهن ما به خاطر تلقین های مداوم و ساده انگاری، علّت نظم را قانون فیزیک می داند؛

    3. یا نظم آنقدر در زندگی روزمرّه مکرّر است که افراد متوجّه حضورش نمی شوند. کسی در حالت عادی متوجّه منظّم بودن یک آسمان خالی نمی شود(یکدست آبی بودن آسمان خود نظم است) چه رسد به این که نظم در تداوم برقراری قوانین فیزیک را درک کند.

    امّا این یک بن بست نیست.

    فرض کنید به سیّاره ای ناشناخته رفته اید و در قسمت هایی از سطح آن با شکلی نامأنوس مواجهید: حجمی که نه کره است، نه مکعب است و نه هیچ شکلی که تا به حال دیده باشید...به نظرتان بی شکل می رسد. تعداد بی شماری از این شکل با زاویه ای مشخّص و ثابت و با فاصله ای مشخص و ثابت به صورت قطاری پشت سر هم قرار گرفته اند. در کنار این قطار، هیچ نمونه ای از این شکل وجود ندارد و مطمئن هستید این اتّفاق تحت اثر هیچ نیروی مغناطیسی یا اثر فیزیکی نیست. آیا این قطار خود به خود ایجاد شده است یا کسی آن را ایجاد کرده است؟ پاسخ کاملاً مشخّص است.

    در اینجا نه از انسان خبری هست و نه پدیده ی انسانی. اینجا فقط با نظم سر و کار داریم و ایراد فوق دیگر وارد نیست.


    اعتقاد به برهان نظم، اعتقاد به بدیهی بودن حضور ناظم در صورت وجود نظم، محصور در ما خدا پرستان نیست:

    استیون هاوکینگ که در حال حاضر خدا ناباور است به صراحت اعلام می کند «طبیعی است که پیش از درک دانش به خلق هستی به دست یک خداوندگار باور داشته باشیم.(کلیک کنید)» او معتقد است اگر نظم جهانی با علم توضیح داده نشود نیازمند به خدا هستیم؛ وگرنه نیازی به وجود خدا نیست. هاوکینگ به دلیل این نگرش خود و با کشفیاتش چند بار نسبت به وجود خدا تغییر موضع داده است(گاهی گفته است خدا هست و گاهی گفته است خدا نیست)

    ریچارد داوکینز، معروف ترین و سرسخت ترین بی خدای جهان در چند جا اعلام می کند:

   «به نظر من تا قبل از داروین، بی خدایی(عدم اعتقاد به خدا) از نظر منطقی غیر قابل دفاع بوده است.(کلیک کنید)»

    همانطور که شاهدید، حتی سرسخت ترین بی خدا نیز به صحّت برهان نظم معترف است و گزاره ی دوم برهان-که اصل برهان است- مورد تأیید  عموم جهانیان است؛ حتّی سرسخت ترین آتئیست نیز در نهایت از زیر زبانش این اعتقاد خارج می شود.

    اعتراض دوم (اعتراض ریچارد داوکینز) و اعتراض سوم با شفّاف سازی برهان رفع خواهد شد(که وجود خداوند فاقد جزء است)

فهرست دروس | درس بعدی>> نظم جهان تصادفی ست!!

۹۳/۱۰/۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰

نظرات  (۵)

به نظر من حتی اگه بگیم که فرضا ما چون در همین جهان خودمون پشت سر هم قرار گرفتن با فاصله منظم رو به طور تجربی دیده یم و پی برده ایم که ناظم دارد یا به عبارت دیکر شاید در آن عالم اصلا رسم بر این باشد که اشیا به طور اتفاقی فاصله منظم داشته باشن همانطور که در این عالم اگر به طور اتفاقی کنار هم قرار بگرن فواصل نامنظم است!!،باز هم عاقلانه تر این است که به چیزی که تجربه کرده ایم تکیه کنیم تا آنچه که هنوز خلافش اثبات نشده(هر چند اگر خلافش از لحاظ عقلی امکان پذیر باشد-گول کوانتم رو هم نخورید-)
پس به خدا معتقدم(البته دلایل بسیار قوی تر از این هم هست)

پاسخ:
سلام محمد جان
مطلب مهم و بسیار زیبایی مطرح کردید...خیلی ممنونم
درسته، استدلال شما یک بحث تجربی و در حقیقت یک استدلال استقرایی رو مطرح می کنه که استدلال استقرایی هم همواره ارزش و جایگاه خودش رو داره. در ادامه از این سنخ استدلال هم مطرح خواهم کرد ان شاء الله. بنده سه نکته می بینم که خدمتتون عرض کنم:
1. استدلالتون واقعاً زیباست و با اندکی توضیح یک استدلال کامله که ان شاء الله در ذیل برهان مربوطه ذکر می کنم...فقط حیف که هیچ نشانی از خودتون نگذاشتید.
2. حقیقت این هست که ما ناظم داشتن نظم رو ذاتاً میدونیم نه به تجربه.
3. بحث جهان دیگر با قواعد دیگر ایده ی زیبا و بحث برانگیزی ست که البته شما پاسخ زیبایی دادید؛ ولی همانطور که عرض کردم، اعتقاد به ناظم برای نظم، بدیهی و فطری ست نه تجربی و حقیقتاً ما امکان این را نداریم که قائل بشویم در هیچ دنیایی یک اصل بدیهی زیر پا گذاشته شود؛ لذا مسئله از پایه منتفی ست. درست مثل اینه که به قول شما به تناقض عقلی بخوریم.
سلام
ممنمون از محبتتون و مرسی از این قدمی که در راه تعالی انسانی بر میدارید و روشنگری میکنید!            امااااااااااااااااا
در مورد ذاتی و بدیهی دانستن ناظم برای نظم!
جالب است بدانید که بسیاری از دانشمندان توجیه باحالی!! برای بسیاری از مسائل  که برای ما بدیهی جلوه میکنن و یا به مسائلی که ذهن ما خارج از آن نمیتواند فکر کند دارند:
  آنها میگویند ذهن ما در جریان تکامل قالب خاص خود را پیدا کرده است برای مثال موجودی که ذهنش توانسه علت مرگ یک همنوع را شکارچی بداند آن موجود زنده میمانده است!!یعنی ذهن در قالب علیت طرح ریزی شده است!!و به این دلیل خارج از آن نمیتوانیم فکر کنیم چون ساختارش را نداریم!!
و همین را نیز تعمیم دهید به ذاتی دانستن ناظم برای نظم که چون ما اینگونه در کره زمین تکامل یافته ایم  ساختاری برای شرایطی خارج از آن در ذهن نداریم!!         یک مثال جالب تر!!!!
در دنیای ذرات زیر اتمی ما حدود 20بعد داریم!!! ولی آیا ما توانایی درک بیش از 4 بعد را داریم؟؟!!! برای مورچه ای که روی یک کابل برق ایستاده سه بعد عرض و ارتفاع و عمق را درک میکند ولی اگر انسانی روی کابل بایستد آیا توانایی درک بیش از یک بعد(عمق) رادارد!!!؟؟  خلاصه میگن ذات ذهن ما همان تجربه گذشگان ماست!!! عجب جمله ای شد    ;)    
پاسخ:
سلام محمد جان
خواهش میکنم...شما بزرگوارید...ممنونم بابت نقد مهمتون!
نقدی که مطرح کردید، نقد بسیار مهم و اساسی هست که به نظرم بحث معرفت شناسی بدون این نقد، ناقصه.
به قول معروف ریا نشه(!) بنده خودم اهل تکامل و داروینیسم هستم...گمان میکنم خوندن پنج شش کتاب مدافع تکامل و ده ها مقاله حول داروینیسم بهم مجوّز این ادعا رو بده:)
در نظر داشتم (و دارم) یک پست در دروس مکمّل فصل معرفت شناسی رو به همین موضوع مهم اختصاص بدم.
یک خلاصه ی خیلی خلاصه خدمتتون عرض میکنم، اگر نیاز به توضیح بیشتر بود بفرمایید تا ارائه کنم.

داروینیسم می گوید اعتقادات، منش، ژنتیک و همه چیز انسان ساخته ی محیط است و دلیلی ندارد که محیط راست بگوید؛ لذا فطرت و بدیهیات به عنوان یک حقیقت اعتبار ندارد.

نهیلیسم چه می گوید؟ هیچ شناختی از محیط اعتبار ندارد.

حرف این دو یکی ست، با یک تفاوت: این که داروینیسم به عملکرد فعّال علم تجربی تکیه کرده و می گوید: علم صحیح است و اگر نبود این همه به نتیجه نمی رسید. لذا داروینیسم خود را به عنوان محصول علم تجربی تأیید می کند. وگرنه نتیجه اش عیناً نهیلیسم محض است.

داروینیسم توجه ندارد که علم تجربی و برهانی که در تأییدش ارائه کرده است بر پایه ی استقرا ست و استقرا فطری ست و فطرت از نظر خودش بی اعتبار است!!
لذا داروینیسم اگر می خواهد موجودیت خود را بپذیرد، مجبور است حقّانیت بدیهیات را بپذیرد!!!

رد کردن و بی اعتبار دانستن همه چیز در توهمات کار سختی نیست. می توان تصور کرد که جهان تا همین لحظه به طور شانسی "منظم" پیش رفته است و معلوم نیست لحظه ی بعد چه خواهد گذشت. امّا همین که شروع به عملی می کنیم، ناگهان خود را در حالی می یابیم که بر بدیهیات استواریم و طبق بدیهیات، جهان را تصادفی نمی دانیم بلکه معتقدیم منظم و قابل پیشبینی ست.
سلام
میشه 7و8خط آخر رو بیشتر توضیح بدین؟
تشکر
پاسخ:
سلام محمد جان
خواهش میکنم
کدوم؟ برهان نظم یا پاسخم به سوال شما؟
جواب سوالم
پاسخ:
سلام محمد جان
خیلی ممنونم از حضور فعّالتون
لطفا این مطلبو مطالعه بفرمایید:

تکامل و فطرت: چرا فطرت انتقاد ناپذیر است؟

تشکر
پاسخ:
سلام
خواهش میکنم محمد جان

نظر شما چیست؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی