آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

آموزش فلسفه به زبان ساده

اثبات و تشریح اصول دین با عقل

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عزیزان
فلسفه، این علم زیبا را بیاموزید که ضروری ست. اگر در تردید هستید، شما را به قطعیت می رساند؛ اگر قاطعید، به شما معرفت می بخشد؛ هر کجای راه حقیقت ایستاده اید فلسفه بیاموزید.
فلسفه را بدون تکلّف، به زبان ساده و مختصر بخوانید...بنده این دروس را برای کسی نوشته ام که حتّی یک کتاب فلسفی نخوانده است. آن ها را دنبال کنید و هرکجا پرسشی پیش آمد بپرسید.
حضور سبز شما مایه ی شادابی و طراوت این وبلاگ است
----------------------------------
تمامی مطالب فاقد سند این وبلاگ، نوشته ی بنده است؛ لذا در صورت رونوشت برداری نام وبلاگ یا نویسنده را ذکر بفرمایید.

آخرین نظرات

عبور از نهیلیسم(پایان پوچ گرایی)

دوشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۳، ۰۱:۴۲ ب.ظ

    پوچ گرا همه چیز را انکار می کند. زندگی از نظرش هیچ هدفی ندارد. طبق این دیدگاه، ارزش تمامی اعمال صفر است. ارزش تمامی افکار صفر است. همه ی این ها را می پذیریم. حال باید دید یک نهیلیست چگونه این اعتقادات را عملی می کند. فرض کنید یک پوچ گرا گرسنه شده است. از نظر فلسفی، هم در وجود غذا شک محض دارد و هم گرسنگی. این شک غیر قابل حل است؛ لذا فکر کردن به گرسنگی و غذا ارزشی ندارد. همانطور که می بینید، قاعدتاً هیچ نهیلیست واقعی در جهان وجود ندارد. هرچه نهیلیست واقعی بوده تا به حال از گرسنگی مرده است.

    آنچه باقی می ماند یک سری افراد هستند با ادعای پوچ گرایی که از نظر زبانی خود را توجیه کرده اند: می گویند هیچ چیز را قبول ندارند. حال که ادعا می کنند هیچ چیز را قبول ندارند بر اساس چه شاخصی عمل می کنند؟ بر اساس دلشان عمل می کنند. آیا همان استدلالی که همه چیز را نفی کرد، دلشان را نفی نمی کند؟ چرا، البته نفی می کند!!!

    اگر با یک پوچ گرا با همین روشی که ذکر شد بحث کنید، بحثتان به سرعت از حالت فلسفی خارج می شود. یک مثال ذکر می کنم که بین من و یکی از دوستان رخ داد:

-شما مگه تو همه چیز تردید محض نداری؟

~چرا...شک دارم

-خب چطور غذا میخوری؟ از کجا میدونی غذا سیرت میکنه؟

~شک دارم سیرم کنه

-چرا سنگ نمیخوری؟ به چه استدلالی میری سراغ غذا؟

~عادته...از سر عادت غذا میخورم

-از کجا خبر داری عادت وجود داره؟ اصلاً چرا از عادت تبعیت میکنی؟

~نمیدونم

-چرا از بین این همه چیز که نمیدونی رفتی سراغ غذا؟

~نمیدونم

-می پذیری یک سری حداقل هایی رو قبول داری که بر اساس اونا تصمیم میگیری؟

~نه، عادته

-چطور نمیپذیری گرسنگی رو قبول داری وقتی دنبال غذا میری؟

~نمیدونم...عادته

-قرار شد به عادت اعتقاد نداشته باشی که...

آخر سر هم بنده خدا قبول نکرد.

فهرست دروس | درس بعدی>>  ورود به معرفت اسلامی

۹۳/۰۹/۰۳ موافقین ۱ مخالفین ۰
ایمان علیخانی بجستانی

نهیلیسم

پوچ گرایی

نظرات  (۷)

سلام
آدرسم عوض شد.
۰۹ آذر ۹۳ ، ۰۹:۵۱ علی رضائیان
اگه پوچگرا چاق بود مثل من چی یعنی کیف و کیفوری بخوره درحالیکه سیر نیست نمیگم مثل من پوچگرا باشه بلکه میگم منم چاقم توی فلسفه فکر زیادی تراوش میکنه و حیله جزییشه کاش بعدا ادامه مطلب رو بخونم به یادم باشید بیام
پاسخ:
سلام جناب رضائیان
1.آیا شما در طول عمرتون گرسنه نمی شید؟ قطعاً میشید. وقتی گرسنه شدید سراغ غذا میرید و مسئله روال عادی پیدا میکنه.
2.اگر بر اساس لذت غذا بخورید، پس به لذت اعتقاد دارید...چیزی درون شما هست که شما رو به خوردن غذا امر میکنه و شما به اون معتقدید. تازه شما حتی ورای این ها به خود غذا خوردن معتقدید. این هم یعنی نهیلیست واقعی نیستید. اصلاً همین که با من صحبت می کنید یعنی به یک چیزی معتقدید که باهاش صحبت می کنید...!!!
nihilism e "akhlAghi" bA khorAk ertebAti dAre?
پاسخ:
سلام
بله
نهیلیسم اخلاقی ناشی از نهیلیسم فلسفی ست و نهلیسم فلسفی در حوزه ی شناخت نظرهای مهمی داره. از طرفی تمام اعمال ما بر اساس علم و شناخت ماست. بنده نشان دادم چگونه غذا خوردن افراد به منزله ی نقض اعتقاد آن ها به نهیلیسم است.
با عرض سلام:
خوب من پوچ گرا نیستم ولی حقایقی هست که نمیشه قبول نداشت خیلی دوست  دارم جواب سوال هایم رو پیدا کنم هنوز هم نوجوانم
راستش ما به این دنیا آمده ایم دنیایی که ته اون پوچی نیست خوب چرا ما باید بیاییم و بعد از زمانی بریم اصلا دلیلش چیست چه سودی به حال معبود داره ؟ که چی بشه؟
میگویند خوب یا بد به دست خود افراده پس چرا موسی در شکم مادرش گفت من پیامبر شمام خوب چرا کسی باید به عنوان یک پیغام بر به دنیا بیاد کسی که قراره خوب باشه.
من یکی از دلایلی که از نظام های جانشینی مانند شاهنشاه بدم میاد اینکه کسی پسرش جانشین او میشه ولی حتی این توی امامان ما هم بوده...
من مادرم نابیناست میگویند روح وجود داره و کاری به جسم نداره پس چرا مادرم در خواب نمیتونه ببینه؟
و در مقابل هم ،چیز هایی در قرآن نوشته که به هیچ وجه نمیشه رد کرد واقعا اگه اون نبود این شک زیاد من به یقین تبدیل مطلق تبدیل شده بود ... و از آدمهایی که خیلی چیزها را نفی میکنند ولی خودشون به همان ها روی می آورند زیاد دیدم کسایی که دهانشون بزرگ تر از مغزشونه...
من خیلی دوست دارم به چیزی اعتقاد داشته باشم برای چیزی تلاش داشته باشم ولی از وقتی این افکار به سراغم اومده دیگه نمیتونم.این افکار پوچ
من نیومدم دنبال بحث در مورد چیزی اومدم برای پاسخ کمی از سوال هایم.

موفق باشی...
پاسخ:
سلام بزرگوار
چند سوال مطرح کردید که نوشتن پاسخش حجم زیادی می بره...کاش از خودتون یک ایمیل میذاشتین تا براتون پاسخ ها رو بفرستم. حالا هم اگر این متن رو میبینید لطف کنید میلتون رو بفرستید.
فقط همین قدر خدمتتون عرض کنم: سوالات شما جدید نیست بلکه سوالاتی بنیادی ست که تا برایمان حل نشود حکمت خدا را نمی فهمیم. آفرین به شما که این سؤالات برایتان دغدغه شده...موفق باشید
سلام ، ببخشید می تونید در جواب یک ایمیل بزارید؟  یه کار نسبتا طولانی دارم، اگه وقت داشته باشید. . . . 
پاسخ:
سلام بزرگوار
چشم
سلام. من دقیقاً مساله ی جواد رو دارم که براشون توضیح دادین که باید مطالب رو ایمیل کنید. ایمیلم هم گذاشتم. ممنون میشم لطف کنید برام ایمیل کنید. من اعتقادات معمولی ای داشتم ولی آرامش داشتم. مدتیه که اون آرامش و یک قسمت عظیم از خودم رو از دست دادم. همه چیز به ترس تبدیل شده.  فکر میکنم همه ی مردم میدونن نباید ازدواج کرد نباید بچه دار شد نباید مادر بود ولی از روی احساس نیاز و فرار از تنهایی این کار رو میکنن.. و کسی هم به روی خودش نمیاره که ضعیف دیده نشه. ازینکه بعد از مرگ سیاهی مطلق باشه روزی هزار بار من رو به همون سیاهی میکشونه... من اون آرامش و لذت قبلم رو میخوام. . 
سلام لطفا پاسخی که برای آقای جواد فرستادید برا من هم ارسال کنید با تشکر(ایمیل رو هم گذاشتم)

نظر شما چیست؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی